خرید بک لینک

- چرا داری تموم میشی؟

- نمیشم که! تموم میشدم، راحت میشدم.

برچسب: نویسنده: ماهان حسینیان تاريخ: جمعه 13 دی 1398 ساعت: 18:01

که تو بیقرار یاری و ز یار هم فراری.

حالا گیرم یار باشد یا هر کلمهی دیگری که بنشیند جایش؛ که همه چیز را میخواهم و هیچ چیز نمیخواهم. که بیپروا به زبان میآورم که مردن عزیزترینم-که دستم نمیرود به چسباندن «ترین»-را راحتتر تاب میآورم تا حال این روزها که همیشگی است و نه برای این روزها، ولی سرما خوردنش را هم تاب نمیآورم...

که تو بیقرار یاری و ز یار هم فراری. ز یار بار و کار و ما. ز ما، در گذر.

برچسب: نویسنده: ماهان حسینیان تاريخ: جمعه 13 دی 1398 ساعت: 18:01

کاش میشد حالِ الآنم را قاب کنم، بدهم دست همهی آنهایی که غر میزنند به جانم که به جای آن که دو روز بمانم خانه و استراحت کنم و زودتر شر این سرماخوردگیهای همیشگی را از سر باز کنم، صبح میروم بیرون و

برچسب: نویسنده: ماهان حسینیان تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:07

که میدانم اگر یک ثانیه فکر کنم، میزنم زیر همه چیز و میشوم همان آدم همهی این سالها؛ بیخیالتر از همیشه.

برچسب: نویسنده: ماهان حسینیان تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:07

صفحه بندی